دور که میشویم از هم
یادم میرود چطور دوستت نداشتم ...
یادم میرود با بودنت
من چگونه هر لحظه زخم میزدم به روحِ خودم!
یادم نمی آید آن بیاناتی را که وقتی روبرویَم می دیدمشان
قلبِ سنگ و سردم را به تپش نمی انداختند ...
✓ دور که باشی، یادم میرود چطور به بودنت بی احساسم!!
☆وقتی تازه از پیشم رفته بودی خیلی حالم بَد بود!
بد بود از اینکه حِس میکردم دوسِت ندارم!!
تویِ این سه، چهار هفته یِ نبودنت آروم شدم، این فکر ازم دور شد!! فکرِ اینکه "من عاشقانه ای با تو ندارم"
اما میترسم!
میترسم از اینکه بیای و باز همون آش بشه و همون کاسه
باز همون بی حِسی بیاد سراغم ...
برچسب:
نویسنده: شیدا توکلی